الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
16
تفسير مجمع البيان (فارسى)
وجود ندارد اثبات دليل آن ممكن نخواهد بود بنا بر اين اعتقاد بچنين امرى نيز پسنديده نمىباشد - چون وقتى شريك براى خدا نباشد چگونه ممكن است براى اثبات آن دليل آورد - . إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ : بازگشت شما به حكم من است . فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ : باعمالى كه انجام دادهايد شما را آگاه ميسازم و پاداش آن را مىدهم . از سعد بن ابى وقاص روايت شده كه گفت من نسبت بمادر خود نيكو رفتار بودم و چون اسلام اختيار نمودم ، مادرم به من خطاب نموده گفت : يا سعد ، اين چه دينى است كه تو برگزيدى ، بايد آن را ترك كنى و بآئين بت پرستى برگردى ، و گرنه اعتصاب غذايى نموده هيچ نخورم و نياشامم تا بميرم و تو مورد سرزنش قرار گرفته و مردم به تو گويند اى قاتل مادر . گفتم : مادرم از كارهاى خود دست بدار كه من دين اسلام را ترك نخواهم كرد . روز اول مادرم چيزى نخورد و با گرسنگى خوابيد تا خورشيد طلوع كرد و باز از خوردن خويشتندارى كرد و تا غروب آفتاب روز دوم گرسنه ماند تا آنكه مجبور شدم و گفتم به خدا سوگند اگر تو صد جان داشته باشى و يك يك از حنجرهات بيرون بيايد من از دين خود دست بر نمىدارم ، اكنون تو دانى و بس آن قدر نخور تا بميرى . مادرم در مقابل اين گفتارم تعجب كرد و چون استواريم را در آئين مقدس اسلام ديد دست از اعتصاب برداشته غذا خورد . در اين باره بود كه آيه مذكور نازل شد و فرمود « وَ إِنْ جاهَداكَ تا آخر » . مادر سعد بن ابى وقاص بنام حمنه دختر ابى سفيان فرزند اميه او فرزند عبد شمس است . روايت شده از ( بهر بن ابى حكيم ) و او از پدرش نقل مىكند كه بحضور رسول خدا ( ص ) شرفياب شدم و از حضرتش پرسيدم : بچه كسى نيكويى و خدمت كنم ؟ حضرت پاسخ داد بمادرت ، بار دوم پرسيدم بعد از مادر بچه كسى ؟ پاسخ داد بمادرت ،